تبليغاتX
گرافیک خبر به روایت هادی مشفق
خبرنگار و گرافیست معاونت اطلاعات و اخبار صدا و سیمای مرکز فارس
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 0:0  توسط هادی مشفق 

 
آنکه می خواهد پریدن بیاموزد ،نخست باید ایستادن، راه رفتن، دویدن وبالا رفتن را یاد بگیرد.

پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 12:5  توسط هادی مشفق  | 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 0:24  توسط هادی مشفق 

نجار پیری بود که میخواست بازنشسته بشه ...
او به کارفرمایش گفت که می خواد ساختن خانه رو رها کنه و از زندگی بی دغدغه در کنار خانواده اش لذت ببره . کارفرما از اینکه دید کارگرش میخواد کار رو ترک کنه ناراحت شد. او از نجار پیر خواست به عنوان آخرین کار ، تنها یک خانه ء دیگر بسازه.نجار قبول کرد اما کاملا مشخص بود که دلش به این کار راضی نیست .او برای ساختن این خانه از مصالح بسیار نامرغوبی  استفاده کرد و با بی حوصلگی به ساختن خانه ادامه داد. وقتی کار ساختن خانه به پایان رسید، کارفرما برای وارسی خانه اومد او کلید خانه را به نجار داد و گفت:" این خانه متعلق به توست . این هدیه ایست از طرف من برای تو."

نجار شوکه شده بود. مایه تاسف بود !! اگر میدانست که دارد خانه ای برای خودش می سازد ، مسلما" به گونه ای دیگر کارش را انجام می داد ...

امروز یاد صحبتهای "شیخ رجبعلی خیاط" افتادم که می گفت :

« همه چیز خوب است، اما برای خدا »!
« وقتی كفش می‌دوزی، اولاً برای خدا سوزن را فرو كن و بعد آن را خوب و محكم بدوز كه به اين زودی پاره نشود. »
« هر درزی كه می‌دوزی به ياد خدا بدوز و محكم. »

« اين جا (خانه شيخ) كه می‌آييد برای خدا بياييد، اگر برای من بياييد ضرر می‌كنيد! »

« من كان لله كان الله له » كسی كه صد در صد برای خدا كار كند خدا هم برای او خواهد بود

« اگر كسی برای خدا كار كند، چشم دلش باز می‌شود، اگر مواظب دلتان باشيد و غير خدا را در آن راه ندهيد، آن چه را ديگران نمی‌بينند می‌بينيد، و آن چه را ديگران نمیشنوند شما می‌شنويد. » ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 18:56  توسط هادی مشفق  | 

عادت كرده‏ایم كه بگوییم منتظریم. عادت كرده‏ایم بعد از هر صلواتمان بگوییم: «... وَ عَجِّل فَرَجَهُم» یا این ‏كه بعد از هر نماز دعاى فرج را بخوانیم. حتى از روى عادت براى سلامتى امام زمان (عج) صلوات نذر مى‏كنیم. به نبودنش، به نیامدنش، به انتظارمان عادت كرده‏ایم.

آنقدر در این آخرالزمان در فتنه غرق شده‏ایم كه یادمان رفته مدینه فاضله یعنى چه؟ انگار عادتمان شده كه هر روز، خبر یك قتل، یك تصادف مرگبار یا یك سرقت را بشنویم. مثل این‏ كه اگر پنج‏شنبه‏ها منتظر نباشیم، یكى از كارهاى روزمره‏مان را انجام نداده‏ایم. یا فكر مى‏كنیم اگر صبح‌هاى جمعه در مراسم دعاى ندبه شركت نكنیم، از دوستانمان عقب مانده‏ایم. آخرین بارى كه صبح جمعه بیدار شدیم و از این‏ كه «او» نیامده بود، دلمان گرفت؛ كى بود؟ عزیزى مى‏گفت: «خیلى وقت‌ها منتظریم. منتظر تلفن كسى كه دوستش داریم، یا نامه‏اى كه باید مى‏رسیده و نرسیده؛ یا كسى كه باید مى‏آمده. چند بار از این دست انتظارها براى آن كسى كه مدعى انتظارش هستیم، داشته‏ایم؟ ... یك جاى كار مى‏لنگد.» راست مى‏گفت. یك جاى كار مى‏لنگد ...

اباصالح! التماس دعا هر كجا رفتى یاد ما هم باش!

نجف رفتى، كاظمین رفتى، كربلا رفتى، یاد ما هم باش!

مدینه رفتى به پابوس قبر پیغمبر، مادرت زهرا ...

 مى‏گویند نشانش یك خال هاشمى است و یك شال سبز. شنیده‏ام مانند جدش، یتیمان را از محبت سیراب مى‏كند و همچون سیدالشهدا، مظلومان را از عدالت. همانى كه همه آدمها، همه ادیان، موعود مى‏نامندش...

 راستی شما محبوب مرا ندیده‏اید؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 1:23  توسط هادی مشفق  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 11:12  توسط هادی مشفق  | 

اشاعه نوآوري‌ها (diffusion of innovations) تئوري متعلق به  اورت ام راجرز (1931-) (Everett M. Rogers) پژوهشگر سرشناس عرصه ارتباطات است.

اين نظريه اشاعه فرآيند اجتماعي نوآوري‌ها را اعم از ايده‌ها و شيوه‌هاي جديد استفاده از وسايل و چگونگي دستيابي به آن‌ها و نحوه گسترش آن‌ها را  در  يك نظام اجتماعي بررسي مي‌كند. اين نظريه‌پرداز؛ نوآوري را به‌عنوان ايده، عمل، هدف، وسيله و يا انطباق با وضعيت متغيري كه شخص آنرا نو فرض مي‌كند تعريف كرده است. اشاعه از ديدگاه او نوع خاصي از ارتباط است كه به گسترش نوآوري‌ها معطوف است. 

                                                                                                                  اورت ام راجرز (1931-) (Everett M. Rogers) پژوهشگر سرشناس عرصه ارتباطات  

 راجرز؛ فرايند اشاعه نوآوري‌ها را داراي 5 مرحله مي‌داند:
1. مرحله آگاهي (knowledge): مواجهه با نوآوري و شناخت كاركرد آن، آگاهي از پديده نو زماني صورت مي‌گيرد كه فرد يا واحد تصميم گيرنده، با نوآوري و كاركرد آن مواجه مي‌شود.
2. مرحله ترغيب (persuasion): در اين مرحله نگرش مثبت يا منفي نسبت به پديده جديد در ذهن فرد شكل مي‌گيرد.
3. مرحله تصميم (Decision): در اين مرحله فرد در ذهن خود به ارزيابي مي‌پردازد و تصميم نهايي را پذيرش يا رد نوآوري اتخاذ مي‌كند. هر تصميم تشريفاتي در اين زمينه كه مبتني بر  دو مرحله قبلي نباشد به عنوان مانع عمل خواهد كرد.
4. مرحله اجرا (Implementation): در اين مرحله از نوآوري استفاده مي‌شود.
5. مرحله تثبيت (Confirmation): در اين مرحله فرد پس از اتخاذ تصميم، به دنبال اطلاعاتي مي گردد كه تصميم او را تائيد كند و در واقع افراد تصميم خود را تقويت كند. اطلاعات منفي درباره تصميم او مي‌تواند روند كسب نوآوري را متوقف كند

 گونه‌هاي گزينش‌كنندگان
راجرز در همين حال گزينش‌كنندگان نوآوري‌ها  را براساس ميزان استقبالي كه از نوآوري مي‌كنند به چند گروه طبقه بندي كرده است:
1. نوآوران (Innovators): (پنج درصد جامعه) افراد جسور و خطر پذير كه بيش از بقيه علاقمند به آزمايش انديشه‌هاي جديد  هستند، اينها بيشتر به تكنولوژي مي پردازند  و بيشتر براي پذيرش چيزهاي جديد سعي مي‌كنند .
2. اقتباس گران اوليه (Early Adopters): (ده درصد جامعه) سريع وآگاهانه سازگار مي‌شوند.  افراد محلي قابل احترام كه در نظام اجتماعي بيشترين تعداد رهبران اجتماعي را شكل مي‌دهند.
3. اكثريت اوليه (Early majority): (چهل درصد جامعه) افراد با فكر و نكته سنج كه در موقعيت رهبران فكري نيستند و در اخذ تصميم ملاحظه كار بوده و با احتياط عمل مي‌كنند.
4. اكثريت متأخر (Late majority): (چهل درصد جامعه) افراد مردد و شكاك كه به خاطر ضرورت‌هاي اقتصادي و يا افزايش فشارهاي محيطي و اجتماعي نوآوري را مي‌پذيرند .
5. عقب ماندگان (Laggards): (پنج درصد جامعه) افراد سنت‌گرا  و وابسته به محيط زندگي كه اغلب گوشه‌گير بوده و در گذشته سير مي‌كنند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:23  توسط هادی مشفق  | 

نام تلویزیون کم و بیش به گوش ما رسیده است ولی معرفت واطلاع کاملی هنوز از آن نداریم ، تلویزیون
دستگاهی است که به وسیله ی آن می توان از مسافت بعیده اشخاص واشیا و مناظر و مجالس عمومی
را تماشا کرد به عبارت روشنتر همانطور که به وسیله ی تلفن با دیگران صحبت می کنیم میتوانیم با
تلویزیون دیگران را ببینیم ولی تفاوت بین تلفن و تلویزیون خیلی زیاد است .
با این مقدمه خوب میتوانید اهمیت این اختراع عجیب را درک کنید که تا چه اندازه می باشد و در صورتی
که تعمیم پیدا کند چه انقلاب عظیمی را در زندگی اجتماعی ایجاد خواهد کرد .
وقتی پشت این دستگاه قرار گرفتید علاوه بر آن که با دوست خود در مسافتی دور صحبت می کنید او را
آنقدر نزدیک میبینید که خیال می کنید در چند متری شما ایستاده یا نشسته مشغول صحبت است !
در واقع تلویزیون را می توان از مخترعات انگلیس ها و آمریکائی ها محسوب داشت .
اداره ی پست آلمان تصمیم تنموده است پس از آزمایش های لازمه که بعد از افتتاح آن به عمل می آورند
این دستگاه را در دسترس استفاده ی عمومی قرار بدهد .
وظیفه ی تلویزیون انتشار صور و اصوات در آن واحد می باشد که با همان سیستم بیسیم نشر می دهد .
دستگاه گیرنده به قیمت سه هزار فرانک در معرض فروش گذاشته خواهد شد که هر کس بتواند به آن
دسترسی پیدا کند .

 ( و حالا بعد از گذشت ۷۰سال در دنیایی که صحبت از انقلاب ارتباطات،انفجار اطلاعات،

جامعه ی اطلاعاتی و دهکده ی جهانی مک لوهان است تلویزیون عضوی از خانواده ی ماست.)

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 11:36  توسط هادی مشفق  | 

گاه آنقدر مشغول زندگی کردن می شویم که یادمان می رود گمشده ای داریم!
گاه آنقدر صفحه های تقویم را نگاه می کنیم که در تمام صفحه ها تاریخ یک روز را می بینیم!
فرقی ندارد چه روزی! ولی تمام روزها را مثل هم می بینیم...
گاه آنقدر سرگرم خطوط مبهم کتابها می شویم که زندگی را به شکل خطوط موازی می بینیم!
گاه سیاه...گاه سفید...یا شاید هم خاکستری...
گاه آنقدر سرگرم نام فصلها می شویم که یادمان می رود شاید تابستان خبر از پاییزی نیامده
و پاییز خبر از نو بهاری زیباست... 
گاه آنقدر شوق پریدن داریم که یادمان می رود دست و پایمان بسته است و دیگر هوای پریدن ندارد!
آن وقت است که از نیمه ی راه باز می گردیم و دوباره سرگرم زندگی کردن می شویم...
با این حال یادمان نرود که گمشده ای داریم... 
فردا جمعه است و منتظر آمدنت هستیم . . .
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 18:57  توسط هادی مشفق  | 

گرافيك خبرى (News Graphics) در واقع تصويرى از خبر است كه قسمتى از رويداد يا تمام آن را نشان مى‏دهد.

اين تصوير توسط گرافيست‌هايى كه با خبر و زبان خبرى آشنايى دارند و اكنون به‏عنوان عضو تحريريه‏هاى بزرگ رسانه‏هاى خبرى درآمده‏اند، ترسيم مى‏شود.

گرافيك خبرى در دو مورد اساسى به‏كار مى‏آيد:
1. عينيت بخشيدن به خبر در قالب تصوير به‏منظور ايجاز و جلوگيرى از تطويل خبر در مواجهه با مشكل تراكم مطالب؛
2. عينيت بخشيدن به خبر در قالب تصوير هنگامى كه امكان ثبت تصوير رويداد توسط دوربين عكاسى يا فيلمبردارى وجود ندارد.
با گرافيك خبرى مى‏توان رويدادها متفاوتي را به تصوير كشيد. طراحانى كه به گرافيك خبرى مى‏پردازند بايد افراد بامطالعه و روزآمدباشند و به‏طور تخصصى كار ‏كنند، ( ورزش، اقتصاد، سياست و...)
به گرافيست‌هايي كه مى‏خواهند گرافيك خبرى را تجربه كنند يا در آغاز راهند، توصيه مى‏شود كه:
1. گرافيك خبرى كاملاً ساده باشد؛
2. اطلاعات ارائه‏شده در گرافيك خبرى در حد توان طرح باشد؛
3. ارائه مرحله به مرحله رويداد ضرورت دارد. گرافيك خبرى بايد همان سير منطقى رويداد را طى كند؛
4. عامل انسانى در گرافيك خبرى بر عينيت آن مى‏افزايد؛
5. گرافيك خبرى در سايت‌ها، مجله‏ها و روزنامه‏هاى رنگي جذاب‏تر خواهد شد، زيرا گرافيك خبرى با رنگهاى روشن بهتر سازگار است.

دو نمونه گرافيك خبري:

حمله به برج‌هاي دوقلو در آمريكاحمله به برج‌هاي دوقلو در آمريكا

 

 

آمار ايدز در جهان  آمار ايدز در جهان

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 3:16  توسط هادی مشفق  |